تولد آرش 1392

ماکارونیها را شب قبل جوشاندم و با مایونز  آغشته کرده در ظرف در دار در یخچال گذاشتم. صبح با بقیه مواد مخلوط کرده در ظرف سرو ریختم , سلفون کشیدم و در یخچال مرتب چیدم.

 

 

قبل چیدن روی میز اصلی یکی دو قاشق مایونز رقیق شده با ماست و آبلیمو رویش دادم.

الان متوجه شدم در عکسهای میز تقریبا در بیشترشان بعلت عجله دستم کمی لرزیده, خوب درسته اقوام همسر من عادت دارند که من از غذاها عکس میگیرم اما معطل کردنشان خوب نبود!!!

سینی اول پیتزا را که از فر درآوردم بلافاصله سینی دوم را در فر گذاشتم. و سینی اول را همانجا کف آشپزخانه برش زدم. برنامه ام این بود که در دیس بگذارم و سر میز بفرستم اما باتوجه به اینکه در هر دیس 4-5 برش بیشتر جا نمی شد تعداد زیادی دیس میخواست و زمان زیادی هم می برد و امکان سرد شدن بالا بود. 

نگاهی کلی به سینی فر انداختم. مشکی بود و خیلی هم زشت نبود! کل سینی را روی میز گذاشتم که اتفاقا خیلی ایده خوبی از‌ آب درآمد و استقبال شد. سینی اول که تمام شد سینی دوم را بیرون آورده پنیر ریختم و بعد 7-8 دقیقه به همان شیوه روی میز گذاشتم. از سینی دوم نصفش خورده شد و از نیم دیگر سه چهارم را موقع رفتن دادم به خودشان بردند .

 

دوظرف سالاد هم قبل امدن مهمانها مرتب و تزیین شده و سلفون کشیده در یخچال بود. موقع سرو سس رقیق شده را در سس خوری کنار ظرف می گذارم تا هر مهمان بنا به سلیق خودش مقدار سس سالادش را تعیین کند.

روی هر ظرف سالاد یک گل رز از جنس لبو قرار دادم. ( در عکس دستم لرزیده) 

با توجه به میزان خرجی که کرده بودم چند برگ روی کاهو اصلا به چشم نمی آمد. سالاد را فقط از برگهای روشن میانی کاهو درست کردم. (برگهای رویی را بنا به پیشنهاد خودش کارگرم برد در سایر مواقع هم مصرف سالاد دارد و هم در کوکو سبزی میزنم.)

 

 

خانواده پدری من بشدت به انواع سوپ و آش علاقمندند و زیاد هم می خورند. برای همین دیگر سوپ خوردن خانواده همسرم به چشمم نمی آید! بنابراین اصلا فکر نمی کردم قابلمه به آن بزرگی سوپ همه اش خورده شود. سوپ اینقدر خوشمزه شده بود که خیلی هایشان دوبار سوپ کشیدند.

 

سوپ را که از صبح هنوز آرام آرام می جوشید در لحظات آخر غلظتش را با شیر میزان کردم و با وجود آنکه خامه خریده بودم نیازی به اضافه کردن خامه ندیدم (در مجموع دو کیلو و نیم شیر در سوپ ریختم). سوپ را در ظرف سرو که ریختم یک مشت جعفری رویش ریخته مخلوط کردم و سر میز بردم. ( جعفری را اصلا نجوشاندم)

نیم ساعت قبل سرو غذا یعنی حدود ساعت نه شب که خودم داشتم خمیر پیتزای اول رو در سینی پهن میکردم , دوتا از دخترهای جوان را صدا زدم و یکی دوتا کشک و بادجان را جلوی رویشان در نانها آماده کردم. بقیه را هم به آنها سپردم . فقط یادشان دادم که سری کاری کندد. یعنی اول همه نانها را پر بادمجان کنند. بعد کشک روی همه بدهند بعد نعنا داغ و.... اینجوری سرعت خیلی بیشتر می شود.

 

 

از آنجا که آدم خییییییییییلی فراموشکاری هستم بعد گذاشتن سینی پیتزا روی میز یخچال را چندبار چک کردم . نزدیک بود ژله نازنینم را یادم برود نیشخند

البته یه چیز بگم همه بهم بخندن؟ بازهم سبزی خوردن ها رو یادم رفت قهقهه

/ 153 نظر / 249 بازدید
نمایش نظرات قبلی
سانیلا

سلام خانوم دکتر فوق هنرمند[نیشخند] واقعا خوش به حال همسرتون خیلییییی باسلیقه این من تازه باوبلاگتون آشناشدم ازاین به بعد هرروز سرمیزنم و از هنراتون استفاده میکنم [لبخند]حرف ندارین[قلب][گل]

سکینه

سلام ماشالله خوش بحالتون خداحفظتون کنه چقققققققققققدباسلیقه هستین خوش بحالتون وخوش بحال خونوادتون.[لبخند]

sahar

سلام خانم دکتر. میشه لطفآ بگین اون کیک خوشگل تزیینش با چه جور ژله ایه؟ از خامه هم توش استفاده شده؟ من میخوام یه همچین کیکی درست کنم، اگه بخوام یه چیزی مث کرم کارامل بجای خامه (علاوه برژله) برای سطح (و همینطور وسط دولایه کیک) استفاده کنم، چه ترکیب کاراملی پیشنهاد میکنین؟ [گل]

مري

دستت درد نكنه![گل] فكر ميكنم ميدوني كه برگ سبز تيره كاهو ويتامين بيشتري داره. اما جالب بود. برا مهمونيا اينجوري خوش اب و رنگتره[قلب]

مامان آتریسا

سلام .خسته نباشی خانم گلی. من اولین باره اینجا اومدم .کیف کردم از اینکه یک پزشک این همه وقت برای کارای دیگه هم داره .منم کارشناس رادیولوزیم وکارمند.اما اصلا وقت.این کارها رو ندارم.همش یا شیفتم یا درگیر دختر کوچولوم.حس میکنم اشپزی خیلی سخته تا حالا اصلا غذاهای این جوری امتحان نکردم.یعنی منم میتونم تولد دخترم این طوری بگیرم؟؟؟؟؟؟؟؟[ناراحت]

zahra

سلام خانم دکتر.خسته نباشی عزیز دلومن امشب به طور اتفاقی با کارهای هنرمندانه شما آشنا شدم.از اونجایی که خودم هم شاغلم و فکر میکنم چه شق القمری میکنم ..شما به من انرژی دادید

مامان اتریسا

سلام اشپز گلی سلام دکتر گلی سلام مامان گلی یه سوال تورو خدا کامل جواب بدین.برای صبحانه کامل برای دختر یازده ماهه من چی پیشنهاد میدین؟دلم میخاد غذاها ی مقوی براش بپزم. هرچی تو اینترنت چرخیدم پیدا نکردم کمککککککک[گریه]

مامان اتریسا

میگم دکتر گلی الن وزن دخترکم 9.3کیلو هست خوبه به نظرتون؟

امنه

خانم دکتر جان فرموده بودید ذیل پست کامنت بذارم اطاعت امر شما بی نظیری واقعا جشنی که برگزار کردی عالیییییییییییی بود من هنوز با خمیر پیتزا مشکل دارم می ترسم درست کنم یه سوال دیگه هم داشتم/ شما پرستار و با بچه ها تنها می ذاری/ نگران نیستی/ از چند وقتگی بچه ها با پرستار بودند/ به خاطر این می پرسم که من یک دوقلوی 21 ماهه پسر دارم/ شاغل هم هستم/ واقعا نمی دونم چیکار کنم/ شغل خوبی هم دارم کاش از تجربیاتت من و آگاه کنی ممنونم

امنه

خانم دکتر جان فرموده بودید ذیل پست کامنت بذارم اطاعت امر شما بی نظیری واقعا جشنی که برگزار کردی عالیییییییییییی بود من هنوز با خمیر پیتزا مشکل دارم می ترسم درست کنم یه سوال دیگه هم داشتم/ شما پرستار و با بچه ها تنها می ذاری/ نگران نیستی/ از چند وقتگی بچه ها با پرستار بودند/ به خاطر این می پرسم که من یک دوقلوی 21 ماهه پسر دارم/ شاغل هم هستم/ واقعا نمی دونم چیکار کنم/ شغل خوبی هم دارم کاش از تجربیاتت من و آگاه کنی ممنونم