غذایی با عشق

 مطب دم عید این روزها غلغله است. تقریبا تمام مدتی را که در مطب هستم ایستاده ام و حتی چای را ایستاده و در حال پاسخ به سوالات بیماران می نوشم.

روز خیلی سختی را گذرانده بودم. از صبح زود برای انجام چند کار بانکی بیرون رفتم و بعد مطب. بهم ریختگی هورمونی ماهیانه هم نگذاشته بود شب خواب راحتی داشته باشم و همه دست به دست هم دادند و ظهر تبدیل به سرگیجه و حالت تهوع شد.

ظهر که به خانه رفتم فقط خودم را روی مبل پرت کردم و پاهایم را روی دسته اش گذاشتم و بیحال افتادم.

همسر که آمد به قیافه ام خندید!

اخمهایم را در هم کشیدم و گفتم : نهار نداریم.

بازهم خندید و گفت مگر تخم مرغ چشه؟

شانه هایم را بالا انداختم.

از توی آشپزخانه پرسید : تخم مرغت را چطور میخوری؟

به تقلید از خودش گفتم : سیخ کشیده!

قهقهه خنده اش به هوا رفت و نیم ساعت بعد صدایم زد : نهاااااااااااااااااااااااار!!!

چه خوب است که همه مردها درک کنند در ماه یک بار این ناز کشیدن چطور برای یکماه فول شارژت می کند. خجالتقلب

/ 107 نظر / 47 بازدید
نمایش نظرات قبلی
شهرزاد

داشتن همچین همسر نمونه و هنرمند تو این دور زمونه مثل پیدا کردن سوزن میخی تو انبار کاه

ثربثری

وای خانم دکی جونم خوش بحالت خدا برات نگهش داره

میترا

خوبه

مژده

سلاااااااااااااااااام خسته نباشی چه همسر خوبی قدرشو بدون[گل]

معصومه

سلام عزیزم خسته نباشی دست همسرت درد نکنه که این قدر آروم همه چیزو حل کرد.

شادی

[لبخند]سلام، خیلی جالب بود. بهتون تبریک میگم. امیدوارم سلامت و شاد باشین.

هستی

سلام خانم دکتر چرا پیشمون نمیاید اشپزیمون بد نیست حالا بیایید ببینید باعث افتخاره اشپزی خانم مهندس رو شما قضاوت کنید

لیلا

سلام خانم دکتر خسته نباشید دستتون درد نکنه با این اشپزیهای خوشمزه .خیلی لذت بردم با توضیحات کاملی که دادید خدا شنگول منگولتو حفظ کنه.

لیلا

سلام خانم دکتر خسته نباشید .دستتون درد نکنه با این اشپزیهای خوشمزه .خیلی لذت بردم با توضیحات کاملی که دادید خدا شنگول منگولتو حفظ کنه.

دریا

عجب متن دلنشینی...عاااااااااااالی بود....ممنون...