روقوری قبلی رو یادتونه؟  روش بافتش خاص بود که علیرغم سعی ام نتونستم نوشتنی یادش بدم. اما این فقط زنجیره و پایه بلند بلد باشی کافیه! خیلی هم خوشگلتره. فقط یه اشکال فنی داره. عکسهایی که ازش گرفتم حین بافتش بود. بعد مهربان همسر قوری رو با لباس گذاشتن روی بخاری (قبلا توضیح داده ام که زمستانها علاقه عجیبی به اینکار داره) و نتیجه اینکه روقوری نازنینم زیرش زرد شد (سوخت).

عکس دیگری غیر از اینایی که میذارم تو ادامه مطلب ازش ندارم.


 

 

پست گلهای قلاب بافی رو یادتونه؟ رویه درب قوری رو به شیوه اون گلها بافتم . فقط سوراخ وسطشو یکم بزرگتر بگیرید طوریکه دسته درب قوری ازش رد بشه.

برای بستن پشتش یک رشته بلند با زنجیره درست کنید و دو سرش رو به هم وصل کنید. حالا از سوراخهای خود بافت ردش کنید و اونور به یک دکمه وصلش کنید.

توضیح : محض ثابت کردن سرخوشی ام دکمه رو هم با پایه کوتاه زدن روی یک سکه 100 تومانی درست کرده ام.

 

روش بافت هم سه تا پایه بلند و دوتا زنجیره هست. فکر نمی کنم با این عکسها به توضیح اضافی نیاز باشه. مگر اینکه کلا در قلاب بافی صفر باشید که خوب اینجوری کاری از من بر نمیاد.

موقع بافت قوری تون رو کنار دستتون بذارید و لباس رو کاملا فیت تنش ببافید نیشخند