خوب من پنج شنبه پیش رو برای آرش تولد گرفتم. احتمالا شنبه هم توی مهد براش جشن بگیرم. 

صبحها تا ساعت 1-1.5 سرکارم و عصرها مسولیت خرید و آماده سازی و همچنین سرزدن به پدر بیمارم هم دارم. همسرم اهل کار خونه نیست اما اگر بهش بگم شونه خالی نمی کنه , شاید تقصیر از خودمه ! دوتا بچه کوچک بسیار شیطون هم دارم!

در ادامه مطلب آنچه رو که از اول هفته انجام دادم و تا روز مهمانی انجام خواهم داد رو براتون میگم. طبعا نظرات و تجربه های شما این تاپیک رو پربار تر خواهد کرد.

آخرین آپدیت چهارشنبه 23 بهمن ماه.

 

 

 

 

 

 


قدم اول : تهیه منو

باید به تواناییها و تجربه هاتون و البته زمانی که دارید خیلی دقت کنید.

1 - سوپ پای ثابت همه مهمانیهای من هست و اغلب هم سوپ جو, حالا یا با شیر یا با رب که اینبار میخوام سوپ شیر بپزم. سوپ میز رو پر و قشنگ میکنه و پیش غذای خیلی مناسبی هم هست که اغلب ذائقه ها دوست دارند.

چون مهمانی تولد هست منوی من به سمت غذاهای فانتزی رفت و برنج و خورش کنار رفت.

2 - سالاد ماکارونی و یا الویه یک غذای فانتزی خیلی مناسب برای مهمانی هست. قابلیت تزیین پذیری الویه بیشتره اما سالاد ماکارونی خوش خور تره. الویه در هر خونه ای یک طعم و ترکیب داره و میزان سس را هرکس یک جور می پسندد! برای اینکه سالاد ماکارونی تون مجلسی باشه ( خوشگل تر و اشتها آورتر) مواد داخل آنرا کمی بیشتر بریزید و به ترکیب رنگش خیلی دقت کنید.

3 - کشک و بادمجان . خیلی مهمه که چقدر حوصله سرخ کردن یا کبابی کردن بادمجان را دارید. از نظر من کار سختی هست اما خوبیش اینه که از یک هفته قبل هم میشه بهش پرداخت. هرگونه موادی از قبیل عدس و غیره داخل کشک و بادمجان , کیفیت طعم آنرا کم خواهد کرد. گوشت را در حلیم بادمجان بکار می برند نه کشک و بادمجان و اگر گوشت زدید از حالت پیش غذای سبک به غذای اصلی و نسبتا سنگین تبدیل می شود. سرو کشک و بادمجان یا در ظرف بزرگ و یا بصورت لقمه ای امکان پذیر است. 

فکر نکنید کشک و بادمجان لقمه ای همه کارهایش همان درست کردن نان است. پر کردن نانها یکی دوساعت قبل از سرو باید انجام شود و نیم ساعتی کار دارد. من در این مرحله یکی دوتا از جوانهای مهمان را بکار میگیرم.

4 - پیتزا . کاپ کیک پیتزا قابلیت سرد سرو شدن و آماده شدن از روز قبل را دارد. پیتزای معمولی برای وقتی بخواهید غذای گرم سرو کنید مناسبتر است. توجه داشته باشید که کاپ پیتزا حداکثر در هرنوبت دو سری دوازده تایی در فر جا می شود و برای پذیرایی وقتی بیش از 24 عدد بخواهید حتما باید از قبل حاضر شود و احتمالا سرد سرو شود.

5 - سالاد تازه . زیبایی و طراوت میز را بهمراه دارد . میز پرتر بنظر می آید. همه دوست دارند. توجه کنید کاهو را شسته خشک کنید و صبح مهمانی خرد کنید. کلم را هم همینطور. من صبح مهمانی (اینبار ظهر چون تا ظهر مطبم ) ظرف سالاد را با چیدمان لحظه سرو پر می کنم. رویش سلفون می کشم و در یخچال می گذارم. حسن سلفون این است که دو یا سه ظرف سالاد را روی هم می گذارم و جای کمی میگیرد.

6 - ماست ها. امثال ماست و موسیر و ماست و لبو و غیره. بازهم قابلیت تزیین بالایی دارد. من موسیر تازه خریده ام که امروز ریز خرد کرده در ماست میریزم (خرد کردن در حد رنده که فقط ذره ای زیر دندان حس شود) فوت کوزه گری ماست و موسیر من مغز کرفس خرد شده است چشمک.

چند عکس از نت برای ایده گرفتن:

7 - از آنجایی که سبزی پاک کن تو خونه دارم (پرستار بچه ها) از زیبایی یک سبد سبزی خوردن هم استفاده خواهم کرد. اگر قرار بود خودم پاک کنم عمرا در این مهمانی بهش فکر می کردم شیطان یک مدل گل با تربچه بلدم. مدلهای جدید را با آغوش باز پذیرا هستم نیشخند

 8 - دسر را چیزی درست کنید که قبلا درست کرده باشید. تجربه یک دسر تازه برای اولین بار در یک مهمانی بزرگ اصلا توصیه نمی شود. با وجود پیشنهادهای خوب دوستان همسرم دستور ژله رنگین کمان داد که باتوجه به اینکه نظر خودم هم دسر ژلاتینه ای بود که خیلی سنگین نشود بسرعت تصویب شد.

9 - اگر برنج و غذاهای سنتی می دهید یادتان باشد من هرگز برای مهمانی برنج بیش از ده نفر را خودم نمی پزم. همه هم میدانند و در فامیل خیلی ها از من یاد گرفته اند. بجایش انرژی خودم را صرف سایر کارها می کنم و سفره هایم جوری هست که متهم به تنبلی نشوم.

خورش قیمه را از روز قبل می شود نیمه آماده کرد. یعنی پیاز سرخ کرد و گوشت را در آن تف داد و روز بعد لپه راهم تف داده و در نهایت رب را هم تف بدهید. در نهایت آب اضافه کرده بگذارید بپزد. ( بوی پیاز داغ در عرض یک روز از خانه پاک می شود.

چیکن یا بیف استراگانف را از روز قبل آماده کنید و سس سفید را هم آماده کنید. نیم ساعت قبل سرو همه را گرم کرده با هم یک جوش بدهید.

رولت گوشت را روز قبل تا مرحله سرخ کردن آماده کرده روز مهمانی یکساعت قبل سرو در سس بجوشانید.

همه غذاها را اگر دقت کنید به همین شکل می شود روز قبل نیمه آماده کرد!!!

قدم دوم : دسته بندی خریدها و خرید    

در وحله اول همه غذاهایی که می خواهید درست کنید را روی کاغذ بنویسید و ریز به ریز مراحل پخت آنرا در ذهن مرور کنید. هر چیزی که در آن می ریزید را جلوی آن روی کاغذ بیاورید. من این کار را معمولا شنبه انجام می دهم . با توجه به دوتا بچه تبدار و اینکه آوین "دهنش درد می کرد" و هیچی نمی خورد شنبه را از دست دادم و لیست را یکشنبه آماده کردم. قسمتی از لیست من در عکس مشخص است:   

 

 حالا مشخص کنید که چه چیزهایی را تازه می خواهید و باید روز قبل خریده شود. مثل کاهو و میوه ها.

بقیه را یکشنبه خریدم.عصر یکشنبه بدلیل بیماری بچه ها که احتمال سرایت به بابا را داشت در خانه ماندم. و سرشب همسر را پیش بچه ها گذاشته به خرید رفتم. تا صبح تقریبا نخوابیدم بچه ها تب داشتند و سرکشی مرتب می خواستند.

گام سوم : آماده سازی چند روز مانده به مهمانی

دوشنبه عصر بازهم خانه بودم. هنوز احتمال سرایت وجود داشت. بچه ها سبکتر بودند و بازی می کردند.

کالباسها نگینی ریز خرد شد  و در پلاستیک فریزر بسته بندی و به یخچال رفت.

هویجها نگینی ریز خرد شد و در پلاستیک فریزر بسته بندی و به یخچال رفت.

فلفل دلمه ای در سه رنگ (زرد و قرمز و سبز) نگینی درشت خرد و در پلاستیک فریزر بسته بندی و به فریزر رفت. ( در یخچال آب می اندازد.) از هر رنگ فلفل یکی برای سالاد ماکارونی در یخچال سالم گذاشتم تا روز آخر خرد کنم.

نیمی از خیارشورها را نگینی درشت خرد کرده در ظرف در دار در یخچال گذاشتم. نیم دیگر را روز قبل مهمانی برشهای بلند برای سر میز میزنم.

بادمجانها را پوست کنده و نمک زدم و بعد از خوابیدن بچه ها در راه پله سرخ کردم!(بوی سرخ کردنی در خانه و دوتا بچه مریض؟!!)

 دو کیلو گردن مرغ را دوساعت با دو عدد پیاز جوشاندم و آب مرغ تهیه کردم. یک پلاستیک فریزر در یک ظرف چهارگوش گذاشتم و آب مرغهای سرد شده را در آن ریختم و در فریزر گذاشتم. صبح روز بعد ظرف را از فریزر خارج کرده پلاستیک را که اب مرغ در آن به شکل چهارگوش منجمد شده بود و جای کمی می گرفت به فریزر برگرداندم. گوشتهای گردن مرغ فردایش الویه شد و نهار خورده شد!!!

تمام خرد کردنی ها با کمک آقای همسر انجام شد.

قابلمه اینبار پر جو شد ( سه پیمانه) و تا صبح برای خودش با حرارت بسیار ملایم تا ظهر سه شنبه جوشید.

ساعت دو شب دوشنبه شب خوابیدم! بادمجانها بیش از تصورم کار برد!

سه شنبه ظهر پس از بسته بندی جوهای جوشیده و سرد شده درست به شیوه آب مرغ در سه ظرف و صرف نهار خوابیدم و عصر به بابا سرزدم. خدا را شکر پدر هم کمی بهتر است. شب در راه برگشت با همسر تزیینات تولد خریدیم و به اصرار بچه ها شام بیرون خوردیم.

چهارشنبه (امروز) پیش از مطب رنگهای ژله رنگین کمان را خریدم.

ظهر چهارشنبه حین و بعد پخت و صرف نهار سه رنگ ژله را ریختم. استراحت کمی کردم و قبل از مطب رنگ چهارم ژله را ریختم. تا آخر شب همه رنگها کامل می شود.

با توجه به اضافه شدن چند مهمان نگران شدم که مبادا کشک و بادمجان اگر در ظرف بزرگ سرو شود کم بیاید. دو برابر مواد خمیر آماده کردم تا شب بعد مطب نانهای کشک و بادمجان لقمه ای را بپزم.

با توجه به اینکه تصمیم دارم گوشت پیتزا را امشب با پیاز داغ تف داده آماده کنم دیگر حوصله پیاز سرخ کردن برای کشک و بادمجان باقی نمی ماند. پیاز داغ آماده را به لیست خرید اضافه کردم! و از طرفی چون حجم پیتزا را از یک سینی به دو سینی افزایش دادم محض احتیاط یک کیلو سوسیس هم خریده در فریزر آماده می گذارم!

کرفس تبدیل به معضلی شده , کرفس خوب پیدا نکردم. احتمالا در خرید امشب ( سبزیجات و میوه ها) به دو شاخه کرفس ریزتر بجای دو بزرگ رضایت بدهم.

 میوه ها را فردا پیش از ظهر کارگرم خواهد شست. 

چهارشنبه تا 8.5 مطب بودم. بعد مطب طبق هماهنگی قبلی با همسر و با توجه به وسواسهای من در خرید او پیش بچه ها ماند و من تا ساعت ده شب خرید بودم.

بعد خرید طی یک برنامه شاد خانوادگی 5 سینی (60 عدد) نان برای سرو کشک و بادمجان درست کردیم. من خمیر صاف می کردم پدر قالب می زد آرش با چنگال کف نانها رد می انداخت و آوین هم شلوغ می کرد و کمی هم با تکه خمیر و وردنه کوچک خودش بازی می کرد. کی حاضره نون آوینو بخوره؟ کسی قصد خودکشی داره؟!!!

همزمان روی یک شعله گاز بادمجانها را جوشانده و روی شعله دیگر ماکارونی ها را جوشانده آبکش کردم. 

سری آخر نان که به فر رفت کمی از ماکارونی های جوشیده را با مایه ماکارونی آماده مخلوط کردم و شام بچه ها را دادم و با پدرشان روانه اتاق خواب کردم. یک عدد کیک شیر بسرعت آماده کردم و با بیرون آمدن آخرین سینی از فر داخل فر گذاشتم.

ماکارونی ها را با مایونز رقیق شده با ماست ( نصفا نصف مایونز و ماست) مخلوط کرده در یخچال گذاشتم.

لابلای تمام این کارها هفت رنگ ژله رنگین کمان را هم آماده کردم.

بچه ها که خوابیدند با پدر کرفس ها را نگینی خرد کرده و نیمی را در ماست و موسیر ریختیم. بقیه برای سوپ است. کیک ساعت یک از فر بیرون آمد و من مسواک نزده در تخت پریدم!!!! (گوشت چرخ کرده سرخ نشد)

گام چهارم : روز  مهمانی

 

اگر منوی شما مثل منوی من یک منوی تولد با غلبه غذاهای سرد باشد تقریبا همه چیز باید تا روز قبل از مهمانی آماده باشد. 

منوی من دو غذای گرم عمده دارد. سوپ و پیتزا.

اگر توجه کنید همه چیز سوپ من از قبل آماده است. جو پخته و آب مرغ آماده و هویج و کرفس نگینی خرد شده. اگر سوپ جو قرمز بود همان دیروز ربش را هم می زدم و خلاص! اما سوپ شیر را احتیاط می کنم و صبح اولین کاری که بعد از بیدار شدن کردم قاطی کردن جو و آب مرغ و گذاشتنش روی گاز بود. این سوپ تقریبا تا شب به آرامی خواهد جوشید. (یک شعله کوچک گاز مال سوپ).

صبح بعنوان اولین کار کیک را از وسط نصف کردم ( دوتا دایره ) یکی را کنار گذاشتم و مایه پنیری روی کیکها را آماده کردم. روی کیک اولی ( نیمه اولی) پنیر دادم و انگورهای نصف شده را رویش چیدم و در فریزر گذاشتم. ژله انگور را حل کرده آنرا هم در فریزر گذاشتم تا زودتر خنک شود. یک صبحانه ده دقیقه ای خوردم و ژله روی کیک را دادم و همه را در یخچال گذاشتم تا خودش را بگیرد. ظهر چیز کیک اول را از قالب خارج کرده و دومی را آماده می کنم. کمبود یک عدد قالب کمربندی گرد دیگر اینجا خیلی به چشمم آمد.

پیتزا قسمت مشکل کار من است که باید حین پذیرایی از مهمانها آماده شود. خمیر را از ظهر درست می کنم و در دمای آشپزخانه می گذارم ور بیاید.

آپدیت بعدی روز شنبه خواهد بود.

خوب می بینم که آپدیت بعدی دوهفته به تاخیر افتاد! از علتش بگذریم عذر من را بپذیرید.

گوشت چرخ کرده را صبح به پرستار بچه ها سپردم که فقط با پیاز تفت دهد. ادویه را ظهر که برگشتم خودم اضافه کردم. ادویه شامل زردچوبه و نمک و آویشن بود. رب را هم در آب حل کردم و رویش ریختم و گذاشتم آبش به خوردش برود.

ظهر که به خانه رفتم اول سری به جو ها که با آب مرغ ریز می جوشید زدمحرارت را کمی بیشتر کردم و یک پاکت یک کیلویی شیر را به ارامی به آن اضافه کردم و بالای سرش ایستادم اینقدر هم زدم تا جوش آمد. ( برای جلوگیری از بریدن شیر سرد در سوپ در حال جوش). هویج و کرفس را اضافه کردم که زود بود هویج و کرفس نباید بیش از یکساعت بجوشد تا له نشود و در سوپ دیده شود . زیرش را باز کم کردم.

بعد از آن دو عدد خمیر هرکدام با دو برابر مواد حاضر کردم.

مواد لازم برای خمیر:

آرد سفید ....................... 3 پیمانه

شیرخشک ......................3 ق غ

خمیر مایه ...................... 1 ق غ

ب پ ............................ 1 ق م

شکر ............................ 1.5 ق چ

نمک ............................نصف ق چ

روغن زیتون .................. یک چهارم پیمانه (یا هر روغن مایع دیگر)

آب ............................. به میزان لازم ( حدود 1 و 1/4 لیوان )

من اینبار از خمیر مایه فوری رضوی استفاده کردم که تازگیها من را به شدت تنبل کرده. به این شکل که شکر را در یک چهارم لیوان آب ولرم حل می کنم و خمیر مایه را رویش می ریزم و بدون صبر کردن روی آرد میریزم. این خمیر مایه را در اصل می توان از اول بصورت خشک با آرد مخلوط کرد. اما من کمی احتیاط می کنم و در واقع وقتی با آب و شکر قاطی اش کردم به اندازه پیمانه کردن روغن و پر کردن یک لیوان آب و گذاشتن دم دست صبر می کنم. حالا لیوان مایه خمیر را بو می کنم که در همین زمان کم اگر خمیر مایه سالم باشد کمی بوی ترشی می دهد. این احتیاط را از وقتی یاد گرفتم که یک بار خمیرم به علت مانده بودن خمیر مایه پف نکرد و خراب شد. 

 دو خمیر را بیخود هم از هم جدا نگذارید که وقتی پف کند به هم می چسبد! نیشخند بنابراین من دو خمیر دوتایی (در واقع چهار خمیر) را در یک لگن ( که مال شستن سبزی آشپزخانه است ) گذاشته و کنار آشپزخانه گذاشتم. 

کاهوها را شستم و خرد کردم. کلم را هم خرد کردم و در دو ظرف پیرکس سالاد را آماده کردم. با لبوهای پخته دو گل رز به این روش درست کردم و روی سالاد گذاشتم. سلفون کشیدم و در یخچال گذاشتم.

 ماکارونی ها را از یخچال در آوردم و با مواد کالباس و خیارشور و غیره قاطی کردم. در ظرفهای پیرکس سرو کشیدم سلفون کشیدم و در یخچال گذاشتم. نهار بچه ها و کارگرم را از همین سالاد ماکارونی و سوپ دادم.

در حینی که بچه ها نهار می خوردند میوه ها را شستم و بعد به یک حمام دلچسب حدودا یک ساعته با بچه ها رفتم. این وظیفه (آب بازی با بچه ها ) معمولا برعهده همسرم است و من بیرون آنها را می گیرم و لباس پوشانده خشک می کنم و به خیال خودم کلی زرنگی می کنم. اما آن روز دیدم که او هم عجب لذتی از این آب بازی می برد.

بعد حمام دیگر کاری نبود ( آشپزخانه در نبود ما شسته شده بود و سرامیکها برای آخرین بار تی کشیده شده بود). بچه ها را خشک کردم و موهای خودم را براشینگ کردم و بعد از چیدن دیس میوه روی میز یک چرت یکساعته هم زدم.

یم تلفن به مادرشوهرم زدم و خواهش کردم برای پذیرایی بعلت کم بودن پیشدستی های من تعدادی پیشدستی و سوپخوری با خودش بیاورد. این هم علت ظرفهای ناهمگون روی میز که عزیزی پرسیده بود!

اولین مهمان ساعت 6 آمد.قلب